مقدمه:
هنگامی که از آموزش رسمی سخن به میان میآید، اولین موسسهای که به یاد میآوریم مدرسه است. مدرسه به شکل امروزی و عمومی آن برای اولین بار در فرانسه پس از انقلاب شکل گرفت و بر اساس آن دولت موظف گردید تا آموزش عمومی و ابتدایی را برای همه سازمان دهد (گلشنفومنی، محمدرسول. 1391). از آن روز بسیاری از دانشمندان و عوام، از مدرسه و روشهای آن دفاع کرده آن را لازم دانستهاند یا ناراضی بوده و آن را نقد کردهاند و برخی عنوان میکنند که فرزندشان را به مدرسه نخواهند فرستاد (هرچند جایگزین مناسبی برای آن در دسترس بسیاری نیست و در نهایت از مدرسه به عنوان مسیر آموزشی مناسب استفاده میکنند). مدرسه بر اساس کدام دسته نظریات در حیطه آموزش توجیه پذیر و چه نقدهایی بر آن وارد است و آیا بدیلهایی برای جایگزینی آن وجود دارد؟
خلاصه:
به دنبال گسترش مدارس در سراسر جهان، نظریهپردازان بسیاری در حمایت از آن برخواستند. در این میان بخصوص کارکردگرایان آن را کمکی برای انسجام اجتماعی و در تامین نیروی انسانی مورد نیاز جامعه لازم دانستند. دورکیم کارکرد مدرسه را توسعه امکانات و تواناییهایی میدانست که جامعه به آنها نیاز دارد و پارسونز وجود آن را برای ادامه حیات جامعه لازم دانسته آن را برای حفظ انسجام اجتماعی ضروری تلقی میکرد (شارعپور، محمود. 1394)
مدرسه ,جامعه ,لازم ,بسیاری ,آموزش ,جامعه لازم ,انسجام اجتماعی منبع
درباره این سایت